رودخانه ...همان خط فاصله  ی مهربانیست که خدا وقت کودکی هایش کشیده...

همان وقت ها که دلش برای درختانی که از دریا دورند میسوخت....

حالا که بزرگ تر شده ...دلش برای عطش ماهی ها میسوزد...

اما هنوز راهی برای آن پیدا نکرده.......

کودکی در درونش به این خدای بزرگ  میخندد...ومیخندد.......