07/04/1390

غزل باران

دوباره پنجره باز مینویسم

از پایان دوباره آغاز مینویسم

بهانه ام باران امشب است آری!

از شیشه شکسته و ساز مینویسم

گرچه لالند تمام ترانه هایم

در سکوت هر شبم یکسره آواز مینویسم

باور نمیکند اینجا کسی مرا!!!!!!

ازچرایی این شک دمساز مینویسم

بایدکه بست این پنجره شکسته را     باران که شد با من همراز مینویسم--------به امید اینکه آخرین غزلم باشد