چند روزه که دارم متن نامه های فروغو میخونم......نمیدنم فقط حس قبلم بهش با الان فرق داره........جدا چرا این آدم و شعراش انقد روی مردم اثر داره؟.........

........................................................................................

.......این احساس من است .....شمارا نمیدانم...

شبیه التماس فروغ در نامه های آخر.......که هیچوقت نمی فهمیدم بهتر بود.....

شبیه رنجش کودکی که در میان علف های طبیعی ....داشت طبیعی گریه می کرد.....

به هر حال نظر من اینه که فروغ وشعراش رو ما نمیتونیم بفهمیم واگه از من بپرسید اونا شعر نبودن ......همه شون لحظه های نابودی یک آدم رو نشون میدن.......واین چیزیه فروغ میخواد ما بدونیم....وبی انصافیه اگه کسی فقط به عنوان شعر بهشون نگاه کنه.....

 

به امید روزی که دوباره شعر بگم.....شاد باشید ومهربان